تبليغاتX
روندهـــا
برخی از باورها
ازلام يا استخاره :
به آئين ازلام در قرآن در سوره مائده ، آيه 90 چنين اشارات گرديده است : (اي مومنان از شرابخوري ، قماربازي ، بت پرستي ، و آئين ازلام دوري كنيد كه آنها اعمال پليد و كارهاي شيطان هستند ). از لام عبارت از نوعي استخاره بوده است كه عربان جاهلي و بت پرستان پيش از اسلام ، در پيشگاه بت هيل در خانه كعبه انجام مي دادند وسائل استخاره ازلام عبارت بوده از هفت نيزه كه در داخل كعبه در پيش روي هبل نصب كرده و بر هر كدام آنها اين كلمه ها را نوشته بودند : در اولي (الله عزوجل ) ، دومي (لكم) ، سومي (عليكم ) ، چهارمي (نعم ) ، پنجمي (منكم ) ، ششمي (من غيركم ) هفتمي (الوعد) (1)
طبري اين كلمات را بصورت نعم ، لا ، منكم ، ملصق آورده است . صاحب و خواهان استخاره بايستي پيش از انجام آن مقداري پول و هدايا به هبل تقديم مي كرد و سپس متصدي استخاره رو به هبل مي گفت اين فلان كس است حق را به او نشان بده. (2)
عربهاي جاهلي در مواردي كه ترديد نسبت به نوزاد ، مسافرت ، ازدواج ، و … داشتند به استخاره ازلام متوسل مي شدند . (3)
عبدالمطلب جد محمد در حفر و تعمير چاه زمزم نذر كرده بود كه چنانچه از آن چاه آب بيرون آيد ، اگر داراي ده پسر گرديد يكي از آنان را در پيشگاه بت هبل قرباني كند و چون چنين شد و داراي ده پسر گرديد براي تعيين نام يكي از پسران به استخاره متوسل شد كه قرعه بنام عبدالله پدر محمد افتاد سپس اسم عبدالله را در برابر صد شتر قرار داد باز هم بنام عبدالله اصابت كرد و تاده بار اينكار را تكرار كرد تا سر انجام به نام صد شتر اصابت كرد و عبدالله رها شد. (4)
حال خود قضاوت كنيد اكنون بعد از گذشتن چند هزار سال از اين موارد هنور هم اين امور در ميان بعضي افراد موجه جلوه مي كند در صورتيكه اين ريشه در جاهليت پيش از اسلام دارد . در نوع پيشرفته تر مراجعه به فال حافظ و … را نيز مي توان مشاهده كرد كه بين افراد حتي بي دين نيز تا حدودي مرسوم است . پس واضح است كه فال حافظ و يا فال ورق ، فال قهوه و غيره نيز از همين عقايد پيش از اسلام نشات گرفته است .

موجودات توهمي (جن ، غول ، شيطان ، ديو ، فرشته )
اعتقاد به جن و پري و … گونه اي تكامل يافته از عقايد آني ميسم ( جان گرايي ، پرستش روح ) مي باشد معتقدان بدان براي انسانها ، حيوانات ، گياهان و … قائل به نيروهاي نامرئي مي باشند ( ارواح ) كه اين ارواح در تمامي زمين و آسمان در حال رفت و آمدند . بعقيده آني ميست ها اين ارواح به دو دسته پاك و شر تقسيم مي گردند. . اين معتقدات بعدها بصورت كاملتر در آمده و در قالب جن و شيطان (ارواح زيان رسان ) تكامل يافته و در قالب ملائكه و فرشته (ارواح سودرسان ) نمود يافته است . عربان جاهلي با طريقه زندگي خود اعتقاد به آنها را تائيد مي كنند . سيد محمود شكري آلوسي شرح مفصلي درباره تصورات عرب جاهلي در باب اجانين و شيطان پرستان آورده است كه به نمونه اي اشاره مي كنيم : بعضي از عربان بيابان گرد . جن مي پرستيدند و چون از بيابانهاي خلوت مي گذاشتند ، مي گفتند . ( از شر و آزار اجانين اين بيابان به رئيس آنها پناه مي برم ) .
اين موضوع در اسلام نيز تائيد گرديده در قرآن به جن پرستي اعراب اشاره گرديده است . سوره جن آيه 6: بودند كساني از عربان كه به بزرگان جن پناه مي بردند و در سوره انعام آيه 100 : براي خدا شريكاني از جن در پرستش قرار دادند و در سوره سباء آيه 41 : بودند مرداني از اعراب كه جن مي پرستيدند و بيشترشان به اجانين اعتقاد داشتند و در سوره ياسين آيه 60 : آيا با شما عهد نبستيم كه شيطان را نپرستيد و او دشمني آشكار است براي شما . اين تصورات در اسلام نيز متجلي است و در موارد مختلفي در مورد آنان صحبت گرديده است و حتي سوره اي بنام جن نيز در قرآن وجود دارد . در بيشتر جاهاي قرآن ، جن در رديف انسان و بلكه از آن جلوتر ذكر گرديده است (5).
در اسلام براي اين توهمات قائل به موجوديت مي باشند و نه براي پرستش بدانها در هر صورت در دنياي امروز اينها جزو موجودات خيالي مي باشند . 

اماكن متبركه :
يكي ديگر از خصوصيات دين عرب جاهلي ، پرستش و زيارت مكانهاي مقدس بوده است . اين اماكن در مناطق مختلف عربستان وجود داشتند كه ابن كلبي در كتاب اصنام به چند تاي آن اشاره كرده است . عربها در دوره جاهليت مناسك عبادات و غيره را در ارتباط با اين اماكن انجام مي دادند و اكنون نيز بعضي فرق اسلامي در ارتباط با امكان متبركه خود اين كارها را انجام مي دهند . بهنگام ظهور اسلام پيامبر بجز كعبه همه موارد مشابه را ويران نمود و تنها كعبه را ابقاء نمود و آنرا خانه خدا (بيت الله الحرام ) ناميد و زيارت آنرا با تغييراتي بر مسلمانان واجب نمود . علاوه بر كعبه اماكن ديگر از قبيل مسجد الاقصي و مسجد النبي براي عبادت مجاز هستند و اين حديث از پيامبير در اين ارتباط وجود دارد : فقط به زيارت سه مسجد بروند ، مسجد الحرام ، مسجد الاقصي ، مسجد النبي ، خداوند يهوديان و مسيحيان را لعنت كند كه آثار پيامبران خود را معبد قراردادند. در ارتباط با اماكن متبركه نيز چيز جديدي در اسلام نبوده و در دوره جاهليت نيز مرسوم بوده است ولي فقط اسلام تغييراتي بدان داد . از اين قبيل موارد مي توان به معبد بزرگ دلف در يونان قديم اشاره كرد . و يا معبد اورشليم در فلسطين قديم.

داستان ابرهه
طبق روايات عرب ، ابرهه معبدي بزرگ در صنعا ساخت و مردم را بعبادت آن فراخواند تا از توجه مردم به كعبه بكاهد و داعياني به بلاد عرب فرستاد تا تبليغ كنند ولي مردم آنها را كشتند و مردي از بني فقيم از تعصب به آن معبد بي حرمتي كرد . ابرهه خشمگين شد و بقصد تخريب كعبه به مكه روان شد و جريان ابابيل و غيره . اين واقعه را عام الفيل ناميدند . در درستي اين واقعه بويژه پرندگان ابابيل ذكر شده در قرآن كه بر سر ابرهه و سپاهيانش سنگ ريخته آنها را كشتند ترديد هست . دكتر خزائلي مي نويسد : (واقعه پرندگان سنگ بار را نمي توان حقيقي دانست . بنظر من ابابيل جمع آبله است و مويد اين روايت است كه بموجب آن هلاكت قوم ابرهه بوسيله آبله صورت گرفته است )(6).
واقعه لشگر كشي ابرهه به مكه نيز براي ويران كردن كعبه نبوده بلكه بنظر محققان قصد حمله به حكومت حيره ، كه دست نشانده ايران بوده را داشته اند كه بعلت ابتلا به بيماري آبله از آن صرفنظر گرديده و به يمن باز گشتند .

عطسه:
از جمله عقايد خرافي عرب جاهليت در اين زمينه بود و مي پنداشتند كه اين امري شوم است . بعبارت ديگر آنرا مقدمه اي براي خطر احتمالي مي شمردند . اگر از دور عطسه اي به گوششان مي رسيد مي گفتند . شومي و بلاي عطسه به جان سگهايم بيافتد . اگر يكي از دوستانشان عطسه مي زد مي گفتند: طول عمر و شادابي و جواني باد (عمرا و شبابا) اگر از غريبه اي مي شنيدند مي گفتند : بدرد كبد و سياه سرفه گرفتار شوي (ورياو قحابا) و سپس مي گفتند شومي آن گريبان خودت را بگيرد ( بك لابي ) . حال بنگريد كه چنين چرندياتي هنوز هم در بين مردم جايگاه دارد . جاي تاسف است .


1-تاريخ يعقوبي ، چاپ نجف ، ج 1 ، ص 215
2-تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 174
3-بلوغ الارباب ، ج 1 ، ص 205
4-سيره اين هشام ، ج 1 ، ص 141
5-سيد محمود شكري الوسي : بلوغ الارباب ، چاپ بغداد ، ج 2 ، ص 340
6-دكتر محود خزائلي : اعلام قرآن ، ص 141
7-جاهليت و اسلام ، يحيي نوري ، ص 498

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 15:21 توسط بابی |
ایرانٍ احمدی نژاد

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 12:30 توسط مهرداد |
دهۀ فجر و شکوفایی اقتصادی

در خبرها آمده که ایران با همکاری کشور مالزی در حال ساختن یک خودروی اسلامی با مشخصات ذیل می باشد :
این خودرو در حین حرکت صلوات می فرسته و چنانچه سرعت بالای هشتاد بره آیت الکرسی می خونه
در صورت بروز تصادف فاتحه می خونه
در صورت سوار کردن دوست دختر صیغه محرمیت می خونه
و به مناسبت دهۀ مبارک فجر




Image and video hosting by TinyPic" />
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 14:42 توسط بابی |
علت و معلول و پدیده تصادفی

برهان علت و معلول یکی از براهین اثبات وجود خدا هست که توسط متکلمین و معتقدین به ادیان و ذهن گرایان مورد استفاده قرار می گیرد . این برهان از مشاهدۀ حوزۀ انسانی به حوزۀ وراء انسانی ( متافیزیکی ) منتج شده و به عبارتی از رابطۀ جزئی بین اشیاء به رابطۀ کلی حاکم بر اشیاء می رسد. این برهان مدعی اینست که هر پدیده ای دارای علتی بوده یا بعبارتی دیگر هر معلولی در پی علتی و هر علتی در پی معلولی به وجود می آید . با استفاده از برهان علت و معلول می توان برهان نظم را توجیه کرد به این معنی که وقتی پدیدۀ نظم یا شی ء منظم مشاهده گردید ، باید به دنبال علت آن گشت که بالطبع با ذهنیات وراء انسانی یک متدین خود آن علت باید منظم و مسلط بر پدیده باشد .
معمولا از پدیدۀ تصادفی به عنوان پدیدۀ بی علت نام برده و آنرا در برابر علت و معلول قرار می دهند . بسیاری پیدایش حیات بر روی کره خاکی را امری بدون علت دانسته و آنرا یک اتفاق ، تصادف ، شانس و از این قبیل می پندارند و عملاَ در مقابل معتقدین به متافیزیک و روحیون قرار می گیرند.
با توجه به ضرورت بحث باید علت را به دو صورت کلی علل مرتبط و غیر مرتبط تقسیم بندی کرد. منظور از علل مرتبط آنست که علت یا مجموعه ای از علتها با برنامه و هدف مشخص شده از قبل در کنار هم چیده شوند به صورتیکه بتوان به نتیجه ای مشخص رسید و این نتیجه می تواند موفقیت آمیز یا توام با شکست باشد. در پی این علت های هدفمند باید خالقی آگاه وجود داشته باشد تا بتواند با رعایت نظم و اصول و تعمدا و با خواست خود به نتیجه ای مطلوب و موفق برسد . پس نظم را اگر به عنوان یک معلول در نظر بگیرید علت آن باید ناظمی آگاه باشد و اینجاست که می فهمیم برهان نظم و برهان علت و معلول دو مفهوم یا دو روش (برهان) نیستند بلکه یکی هستند که از روی هم ساخته شده اند.
میزان وقوف، استعداد، آگاهی و تجربه خالق یک اثر ، می تواند آنرا تبدیل به یک اثر جاودانه یا مبتذل کند. پس قدرت ازلی نباید دچار خطا پذیری شود و با توجه به قدرت نامحدودش اثری را که می توانسته به سرعت خلق کند را موکول به ملیاردها سال کند چون در طی زمانهای زیاد و با تجربه می توان امور دشوار را سهل کرد که این به نوعی نشاندهنده ضعف خالق است. مثل اینکه اگر شما جواب سئوال را بدانید دلیلی ندارد که وقتی از شما پرسیده شود جواب نداده و موکول به آینده کنید که دال بر جهل شما شود و امکان و موقعیت پیش آمده از شما سلب گردد. البته اگر خالقی مصلحت طلب باشید که برای کارهای خود استخاره می کنید این احتمال وجود دارد. مثل اینکه قرآن در شب قدر دفعتا یعنی یه دفعه به پیامتر نازل شد و این البته به غیر از انزال بیست و سه ساله قرآن به پیامبر هست. یعنی خدای باری تعالی چنین قدرتی داشته که قرآن را یه جا به مخ پیامبر فرو کند و پیامتر هم که فرستاده خداست و با او در ارتباط هست هم چنین گنجایشی داشته و این که مسلمین هم در آن شب مبارک قرآن به کله خود می گذارند به صورت ناآگاهانه مهر تاییدی بر این موضوع می زنند.
علل غیر مرتبط به علت یا علت هایی اطلاق می شود که به آن منظور و هدفی که در پی آن می آید ارتباط نداشته یا بصورت مستقیم مرتبط نیست مثل اینکه شخصی در حال عبور از خیابان حواسش جمع نباشد و زیر ماشین برود . یعنی حواس پرتی دلیل زیر ماشین رفتن به طور مستقیم نیست در غیر اینصورت افراد حواس پرت باید همیشه زیر ماشین باشند . یا توپی که شما به سمت دروازه شوت می کنید ولی شیشه همسایه را پایین می آورید . درست است که دلیل شکستن شیشه ضربه ای هست که شما به توپ زده اید ولی این کار را شما برای شکستن نکرده اید اینجاست که پدیده تصادفی و اتفاق ، رخ می دهد.
حال که متوجه شدیم که ذهن ما در پی هر پدیده ای علتی را جستجو می کند از کجا مشخص می شود که علل مرتبط هستند یا خیر ؟ به نظر من جواب این سئوال بدیهی است علل مرتبط بارها و بارها می توانند تکرار شده و به تجربه درآیند در حالیکه علل غیر مرتبط (تصادفی)به ندرت اتفاق افتاده و حساب کتاب خاصی هم ندارند. مثل اینکه شما به شخصی فکر می کنید و در همان زمان هم وی با شما تماس می گیرد به طور حتم احتمال آن خیلی بعید است که در دفعات بعد همچنین اتفاقی بیفتد (از بحث انرژی مغز صرفنظر شود) ولی خب ذهنی که معتقد به نیروی ورا بشری باشد بلافاصله چنین مواردی را دال بر ذهنیات خود می گذارد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 0:56 توسط بابی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا